لیبرالیسم اخلاقی بر پایه جدایی ارزشهای اخلاقی از واقعیت، استوار است و تأکید دارد که معیار ارزش ـ اخلاقی «خود فرد» است. در اخلاق لیبرالی، سعادت فرد وابسته به خود اوست و ارزشهای اخلاقی معنای نسبی دارند. طبق نظر ملاصدرا، روند خلقت در قوس نزول بر پایه تجلی بوده و معلولات، عینالربط به علتاند و از مراتب تجلی علت، انتزاع میشوند. بر اساس نگرش عینالربطی وجود، اخلاق، فاعل محور، مطلق و تشکیکی است اما اخلاق لیبرالی فاعل محور و نسبی است. بر اساس فلسفه ملاصدرا، بین ارزش و واقعیت، عینیت حاکم است نه انفصال؛ فردگرایی مربوط به مرتبه وجودی فرد است و هر فرد ارزشهای مرتبه وجودی خویش را آشکار میکند. هدف از پژوهش حاضر این است که با روش توصیفی ـ تحلیلی و انتقادی و با تکیه بر نگرش وجود عین الربطی معلول، به نقد فردگرایی، نسبیگرایی و جدایی ارزش از واقعیت که سه شاخصه مهم اخلاق لیبرالی هستند، بپردازد.