دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
چکیده: (1241 مشاهده)
در فلسفه مشاء ملکات نفسانی به عنوان حالتی تلقی میشوند که صدور رفتار از آنها با سهولت تحقق مییابد؛ از این طریق، مفهوم ملکه در اخلاق، کاربرد پیدا میکند و شالودهی اخلاق فضیلتگرایانه نزد فیلسوفان مسلمان ریخته میشود. در گفتمان مشائی ملکه حالتی است حاصل از تکرار فعل که این بیان، مرز عادت و ملکه را نشان نمیدهد و ملکه را به عادت، فرو میکاهد. از یافتههای پژوهش حاضر اینکه از ارسطو تا ملاصدرا تمایزی میان ملکه و عادت یافت نمیشود و ملاصدرا اولین فیلسوف مسلمانی است که با فروکاستن ملکه به عادت به مخالفت پرداختهاست. یکی از مرزهای متمایز کننده عادت و ملکه حالت عارضی عادت بر نفس است درحالیکه ملکات، اگر راسخ شوند، ذاتی نفس خواهند شد. هدف از پژوهش حاضر نشان دادن این تمایز با تکیه بر نوآوری ملاصدرا در تبیین نسبت عادت و ملکه است که با روش و رویکرد تحلیلی از حیث لوازم منطقی تحقق مییابد.